کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی نوشته پیام فضلی نژاد که در دی 86 چاپ شده است را اولین بار در این وبلاگ بخوانید .( قسمت اول )

در پیشگفتار کتاب آمده است :

کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی روایتی است از کوششها و تئوری های نافرجام روشنفکران و مدعیان اصلاح طلبی در ایران برای براندازی نرم جمهوری اسلامی که به انقلاب مخملی مشهور شد . روایتی که در لابه  لای بازخوانی زندگی و حرفه یک روشنفکر سکولار ، تنیده شده است . رامین جهانبگلو روشنفکری بود که در عصر موسوم به اصلاحات  1384-1376 برپایه ماموریتی پنهان از سرویسهای جاسوسی غرب به ساختار فرهنگی و سیاسی کشور راه یافت و با بهرهگیری از منابع و نهادهای وابسته به دولت آقای محمد خاتمی کوشد تا پروژه (( جنگ نرم برای فروپاشی از درون )) را در ایران تحقق بخشد

 

بر روشنفکران غرب زده و شرق زده بتازید و هویت خویش را دریابید که روشنفکران اجیر شده بلایی بر سر ملت ومملکتشان آورده اند که تا متحد نشوید و دقیقا به اسلام راستین تکیه ننمایید برشما آن گذشت که تاکنون گذشته است . امروز زمانی است که ملتها چراغ راه روشنفکران شان شوند و انان را از خودباختگی و زبونی در مقابل شرق و غربنجات دهند ( امام خمینی ره )

 

 

هنگامی که در مرداد 1385 رامین جهانبگلو ، پس از پایان تحقیقات وزارت اطلاعات در زندان اوین ، به سوئیتی منتقل شد تا زندگی و حرفه خود را رو در روی دوربین صدا و سما برای ایرانیان بازکاود . از خانه پدری اش و بستری که از آن برآمده ، هیچ نگفت : خانه ای که از نیمه دهه سی همان سالها  که او به دنیا آمده بود پر از فراز و نشیب بود . کاش رامین روایت روزهایی را می گفت که پدرش ابتدا از فعالان حزب توده ایران و سپس نماینده رژیم پهلوی دوم در سازمان اوپک شد و مادرش نیز در دفتر فرح پهلوی بام تا شام برای برگزاری جشن هنر شیراز طرح و ایده می داد و از هواداران عرفان مدرن و هیپی وار بود او حتی اشاه ای هم نکرد که خاله زاده سید حسین نصر ، رئیس دفتر فرح پهلوی است کسی که فعالیتهای او را با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا پیوند زد . وقتی نزدیک به یک سال بعد ، اعترافات جهانبگلو در برنامه تلویزیونی به اسم دموکراسی پخش شد ، مخاطب گیج مانده بود که سوژه او در هوای چه فرهنگی تنفس کرده قبله فکری اش کجای این جهان بوده و با کدامین آموزه ها و ابزارها ، بنای مشارکت در کودتایی آمریکایی به نام انقلاب مخملی را داشته است ؟

رامین هفتم دی ماه 1335 در فضای غریب خانه پدری که در محله اختیاریه شمیران بود به دنیا آمد پدرش امیرحسین جهانبگلو که از دانشگاه پاریس دکترای اقتصاد داشت ، در ابتدای دهه بیست به همراه جلال آل احمد محفلی را پایه گذاشت که انجمن اصلاح نام گرفت و سال 1323 به حزب توده ایران پیوست . پس از کودتای 28 مرداد 32 خانواده جهانبگلو که از روشنفکان فانتزی روزگار خود به شمار می رفتند از حزب توده بریدند و به تدریج با دربار پهلوی گره خوردند پدر خانه که استاد اقتصاد دانشگاه تهران بود نماینده رزیم ستمشاهی در سازمان نفت اوپک شد و در آستانه انقلاب اسلامی ایران نیز ، رضا قطبی ( مدیر عامل تلویزیون ملی ایران در رزیم ستمشاهی ) در نامه ای محرمانه از محمدرضا شاه خواست تا امیرحسین جهانبگلو را به عنوان یک روشنفکر به ظاهر مخالف رژیم برای ایجاد تماس با گروههای مخالف به مناصب دولتی بازگرداند در این میان حکایت خجسته کیا مادر رامین تلختر بود

کیا که در انگلستان تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان برده بود کارگردانی تئاتر می کرد از نیمه دهه سی همان سالهایی که رامین متولد شد او به همراه شاهین سرکیسیان ، منوچهر انور ف فریدون رهنما ، احمد شاملو و... با فارغ التحصیلان هنرستان هنر پیشگی مانند علی نصیریان ، از رهگذر دراماتیزه کردن اثار سادیستی ( دیگر آزار ) و مازوخیستی ( خود آزار ) صادق هدایت ، به دنبال ساختن سبکی برای نمایش ایرانی بود در نخستین تجربه های خود گروه هنر ملی ایران را سامان داد که عزت الله انتظامی ، عباس جوانمرد ، جمشید لایق و جعفر والی از اعضا آن به شمار می رفتند .

خانه خجسته کیا ،  پاتوق جمعی از هنرمندان بهایی و کارگزاران فرهنگی عصر استبداد پهلوی دوم بود کسانی چون هوشنگ کاووسی که به ریاست اداره سانسور سینمای ستمشاهی رسید ند و یا مانند منوچهر انور ، بر مسند مدیریت کانون سینماگران پیشرو نشستند . او از این همنشینی ها به هم اندیشی با فرح پهلوی رسید و از سال 1346 که نخستین کمیسیون جشن هنر در کاخ صاحبقرانیه تشکیل شد ، در مقام مشاوری نافذ برای شورای عالی جشن هنر شیراز خدمت کرد . کیا ، اگرچه از دستیاران ارشد فرخ غفاری ( قائم مقام جشن هنر شیراز ) به شمار می رفت اما آدمی کم حاشه و مدیری در سایه بود بیشتر وقتش را یا درکارگاه نماش ( وابسته به دفتر فرح پهلوی ) و یا به عنوان سرپرست ، در مرکز حفظ هنرهای آئینی ( وابسته به تلویزیون ملی ایران ) می گذراند .

نوشته شده در تاریخ جمعه 10 مهر 1388    | توسط: افشاگر خاتمی    |    |
نظرات()